امروز.....
امروز آخرین روز مهد کودک رفتن همایونم بود. ظهر که رفتیم دنبالش مربیش بوسیدش و باهاش خداحافظی کرد. راستش خودمم دلم تنگ میشه براشون. تو ماشین که نشستیم یکی از دوستای همایون کلی از مسیر رو دنبال ماشین دوید و برای همایون دست تکون داد. همایون هم از پنجره ی ماشین آویزون بود و بای بای میکرد. دلم سوخت. آخه این طفلی ها نمی دونن دارن وارد یه مرحله بالاتر میشن. فکر میکنن دارن از هم جدا میشن. 
واسه ناهار رفتیم رستوران نزدیک خونه تا حال و هوای وروجک هم عوض بشه. وروجک و مامانش کباب هوس کرده بودن
همونجا بهش قول دادم کلاس اولی شدنش رو با گرفتن یه کیک براش شیرین تر کنم.
بعد از ظهر وقت دکتر داشتم. سه نفری رفتیم. موقع برگشتن با همایون رفتیم تو شیرینی فروشی و یه کیک کوچولو انتخاب کرد. خیلی خوشحال بود و ذوق داشت. دلم میخواست مدرسه رفتن براش شیرین باشه و از همون اول زیبا به نظرش بیاد. خوشمزه مثل کیک هایی که دوست داره. 


آخخخ بمیرم واسه شکوفه ی نازم. سر راه جلوی یک سوپرمارکت توقف کردیم تا شیر بگیریم. شوهری رفت تو مغازه و ما موندیم تو ماشین. یهو نمی دونم چی شد همایون از ماشین پرید بیرون و با سرعت رفت سمت مغازه. صداش زدم که برگرده. یهو کنار جدول نزدیک جوی کنار خیابون پاش گیر کرد به میله های پل روی جوی آب و ... وای در جا خشکم زد. طفل معصوم با صورت افتاد روی پل. دو تا دستاش رفت لای میله ها و پاش پیر کرد لای یه میله ی دیگه. اصلاً نمی دونستم چکار کنم. تو ماشین بودم و از جام تکون نمی خوردم. یه لحظه انگار مُردم. یهو دیدم خودش بلند شد و اومد طرفم در حالیکه جیغ میزد و دهنش خونی شده بود. آخخ لبش زخمی شده بود. 
الهی قربونش بشم. لبش ...
بغلش کردم و با دستمال خون لبش رو گرفتم و آرومش کردم. اما دیگه اشتیاق کیک خوردن انگار از سرش رفته بود.
وقتی رسیدیم خونه با همون حالش گفت: مامان کیکمو بیار.
دیدم الان بهترین وقته که درد لبش یادش بره. فوری کیک رو آرودم و جااااانم با همون چشای گریه کرده عکس ازش گرفتم. 
نمی دونم چرا امشب اینطوری شد. شایدم خودم چشمش زدم. 
طفلی کلی رو پای پدرش نشسته بود و رانندگی میکرد. یهو با این زمین خوردن خورد تو دوقش.
به هرحال نداشتم دردش یادش بمونه و یه جشن سه نفره گرفتیم و با هم کیک خوردیم 
امروز روز وداع همایونم با مهد کودک و سلام به مدرسه بود. 

ادا و اطوار وروجک موقع ناهار

برچسب: روز اخر نقل و انتقالات اروپا,قسمت آخر روز و روزگاری,قسمت اخر روز روزگاری,دانلود آهنگ روز آخر واران,دعای روز آخر ختم واقعه,بازیهای روز آخر والیبال,روز اخر نقل و انتقالات,اخر روز و روزگاری,
نویسنده: اشکان نوروزی